محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
407
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
عاجز تشبيهكنندگان تصوّر مىكند . والاتر از صفات پديدهها و اندازهها و قطرهاست كه براى موجودات مادّى پندارند و جايگاههايى كه براى آن در نظر مىگيرند ، زيرا حد و مرز و اندازه ، شايسته پديدههاست و به غير خدا تعلّق دارد . واژهشناسى ساطح : گستراننده . المهاد : زيرانداز . در اينجا منظور ، زمين است . المسيل : جايگاه سيل . الوهاد : جمع « وهدة » و به زمين پست و هموار گفته مىشود . المخصب : آفريننده حاصلخيزى زمين . النّجاد : جمع « نجد » و به زمين بلند گفته مىشود . إبانة له : متفاوت با آن . جوارح الانسان : اعضاى بدن آدمى . شخص عينيه : چشم خود را بدون پلك زدن گشوده نگه داشت . كرور لفظة : تكرار واژهاى . الكرور : كرّ و فرّ در جنگ . الازدلاف : نزديكى . داج : تاريك . الغسق : راهنما . ساج : ساكن . ينحله : به او نسبت مىدهد .